BENZIN
7/3/1387 :: 10:43 صبح
سلام:
فردا روز تولد منه!
منم امروز میخوام از این سایت برم!
منو ببخشید حلال کنید خوبی بدی!
کسانی که هنوز جوک و خنده و لطیفه های منو دوست دارن بیان به این آدرس:
http://mer3050.blogfa.com
خداحافظ
27/2/1387 :: 6:43 عصر
1- غضنفر کنسرتی به مناسبت زلزله زدگان بم برگزار می کنه که بلیطش رایگانه!![]()
2- یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!
3- یه بار غضنفر سوار اتوبوس می شه می بینه راننده عصبانیه . بلیطشو قایم می کنه. راننده داد می زنه بلیطت کو ؟ غضنفر با ترس می گه آقای راننده دیدم عصبانی هستی ترسیدم بلیطم رو پاره کنی!![]()
4- یک مادربه پسرش می گه: جاسم فردا سحر صدات کنم ؟ پسر می گه : نه همون جاسم خوبه!
5- غضنفر با دو تا از دوستاش، جمع شده و داشتن برای هم شماره می گفتن و می خندیدن، یکی سر می رسه و می پرسه؟ مگه دیونه شدین که دروغکی می خندین؟ غضنفر و دوستاش می گن: از ? تا ?? جوک گفتیم و حالا شمارشنو می گیم ومی خندیم، یارو می گه: من هم بازی و شروع می کنه به گفتن شماره ها، می گه: ? ، غضنفر و دوستاش می خندن، می گه:?? ، باز غضنفر و دوستاش می خندن، طرف می گه: ?? ،باز غضنفر و دوستاش می خندن، طرف قاط می زنه و می پرسه؟ مگه ?? تا جوک نگفته بودین؟ پس چرا می خندین؟ غضنفر و دوستاش می گن: آخه، اینو تازه شنیده بودیم!
6- یکی میره خونه میبینه بوی گاز میاد به زن و بچهاش میگه برقو روشن نکنید من کبریت اوردم!
سقراط می گه یونانیها دروغ گو اند . خود سقراط یونانیه پس سقراط دروغ می گه که یونانیا دروغ گو اند . بنابراین یونانیها راست گو اند پس سقراط راست می گه که یونانیا دروغ می گن حالا شما بگین یونانیا راست گویند یا دروغ گو؟
اینم تقدیم به شما
حالا که زحمت کشیدید و این آپ رو خوندید من هم می خوام بهتون رمز موفقیت رو بدم. فقط قول بدید به کسی نگید. باشه ؟ رمز موفقیت اینه :
.
.
.
.
328074693128326954723586563623698521421728116432881183
شاد باشید. منتظر نظرات قشنگتون هستم. جوکهای جدیدتون رو برام پی ام کنید ، آماده ی تبادل لینک هستم.
27/2/1387 :: 6:39 عصر
مواد به کار رفته در ساخت زنان :
گوشت و استخوان : ?? تا ?? کیلو
لوازم آرایش : یک من
عشوه : چهل خروار
قر و فر : پنجاه دور در دقیقه
زبان : ?? متر
قدرت بیان : ???? اسب بخار
قدرت اشک ریز : ? لیتر در ساعت
منطق : ? گرم در کل
عقل : نیم مثقال
لجبازی : به مقدار کافی.
27/2/1387 :: 6:35 عصر
جوک!
1- زن بداخلاق بدقیافه ای از شوهرش می پرسه : نمار وحشتو چه موقع می خونن ؟ شوهرش می گه : هروقت جمال مبارک حضرت عالی دیده شود !![]()
2- مردی با دو فرزند از زن اولش با زنی با دو فرزند از شوهر اولش ، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند مشترک شدن. یه روز زن به شوهرش زنگ زد و گفت : عزیزم زود خودتو به خونه برسون ، چون بچه های من با بچه های تو ، دارن بچه های ما رو می زنن !![]()
3- تو یه مسابقه کشتی بین گربه ها یه گربه ی ضعیف مردنی همه رو شکست می ده می ره مرحله فیینال و اونجا هم قهرمان می شه. خبرنگارا ازش می پرسن : رمز قهرمانی شما چه بود ؟ گربه ی لاغر می گه : بشوژه پدر اعتیاد ، من بَبرم!![]()
4- اولی : من خروس تنبلی دارم که سالی یه مرتبه آواز می خونه ! دومی : این که چیزی نیست خروس تو خیلی زرنگه ، من خروس تنبلی دارم که وقتی خروس همسایه آواز می خونه ، فقط سرشو به علامت تایید بالا و پایین میاره !![]()
5- اولی : عموی من دیروز مرحوم شد. دومی : دکتری که معالجش می کرد کی بود؟ دومی : کسی معالجش نکرد ، خودش مرد!
6- اولی : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومی : والا علت زندگی برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !
7- یه بار یه تیمسار می ره بازدید از ارتش ، یه کفاش می بینه می گه : پسر اینجا چکاره ای ؟ کفاش هول می شه می گه تیمسارم کفاش!
8- مردی در بستر بیماری افتاده بود و زنش بالای سرش داشت نامه می نوشت. مرد گفت : زن داری چی می نویسی؟ زن می گه : دارم در مورد سلامتی تو به پدرم نامه می نویسم. بعد از چندی زن از شوهرش می پرسه : راستی کلمه ی قبر رو با "قاف" می نویسن یا با "غین"؟!!!
9- مردی با یه زن زیبا ازدواج کردو وقتی نام زن را پرسی زن گفت : نام من حماره. مرد گفت : این نام را عوض کن چون حمار یعنی خر و اسم درستی نیست. زن نامشو عوض کرد و گذاشت قاطر ! مرد گفت : این دفعه نام تو از اول بهتر شده ولی هنوز از طویله خارج نشدی !![]()
10- معروف است که وقتی معلم لویی چهاردهم برای او شیمی تدریس می کرد چنین می گفت : اکسیژن و هیدروژن کمال افتخار را دارند که در حضور اعلیحضرت با یکدیگر ترکیب شده و تولید آب نمایند !
11- یه بار ناصرالدین شاه رفت مازندارن . در نزدیکی مقصد وقتی سر از پنجره بیرون آورد دریا را دید. با تعجب از یکی از همراهان پرسید آن چیست. آن شخص با چاپلوسی تعظیمی کرد و گفت : قربان ! بحر خزر شرفیاب شده است !![]()
27/2/1387 :: 6:34 عصر
الدمپایی !
الدمپایی شی پلاستیکی و نوع من الدمپایی که کثیراً شیک هست من الچرم.
و لکن ذلک الدمپایی که فعلاً مد نظر نا هست پلاستیکی و ذلک الدمپایی که یستعمل فی الخوابگاه زیاداً.
فی الخوابگاه فقط متی یدخل فی الاتاق دمپایی تان هست دو الباب و لکن فی الموقع الخروج لا تری چشمانتان یوم سوء (چشمتون روز بد نبینه ) چرا که لا موجود دمپایی تان ![]()
تقول بنفسی : انا کی ذهبت که خودم بی خبر.
فی هذه الحظه تری الدمپایی تان فی الرجلان صدیقتان که قدم زنان یحر ( عبور میکند) من السالن بالاتاق خودش؟!
وقتیکه هذه العمل یتکرر لدفعه که یضرب جیغ من الاعماق وجودتان!
وقول شاعر : کان بدین منوال که یخترع الاولین جیغ زدگی! ![]()
و فی الامر تطلب من هذا سارقان دمپایی که لایجعل پایشان را فی الدمپایی دوستانشان( پاشون را در دمپایی ما نکنن)
27/2/1387 :: 6:32 عصر
نوع اسلحه : انفرادی که با عیال حمل می شود.
طریقه مسلح شدن : این اسلحه با دروغ همسایه مسلح می شود و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک می شود.
قدرت تیراندازی : یک میلیون ناسزا در ثانیه
برد مؤثر : انتقال داماد به بیمارستان.
برد نهایی : انتقال داماد به گورستان !![]()
29/11/1386 :: 6:42 عصر
سلام:
بعد 3 ماه دوباره اومدم تا شما عزیز رو ببینم خیلی (به توان 100) معذرت میخواهم باور کنید خیلی سرم شلوغه با این حال سعی می کنم بهتون سر بزنم از نظر آقای عرب عامری هم ممنونم در ضمن قابل شما هم نداشت!
DOWN OF AMERICA
تا پست بعدی امیدوارم زنده بمونم و بتونم باز هم شما رو بخندونم!
دوستدار شما
A.M.P
6/8/1386 :: 7:12 عصر
سلام:
واقعاً معذرت میخوام خودتون درک کنید یه پسر 13 ساله تو مدرسه تیزهوشان با 1000000000رای که شده کاندیدای شورای دانش آموزی امیدوارم درک کنید یه معذرت خواهی دیگه به شما بازدید کننده محترم و ارجمند بدهکارم الان جک دسته اول ندارم اگه جک دسته دوم و سوم .... میخواین تو قسمت نظرات بگین تابراتون بنویسم. یه خبر خوب براتون دارم از این به بعد اگر وقت کردم از طنز های گل آقا هم براتون مینویسم به امید دوستی هر چه بیشتر من و شما.
A.M.P
28/6/1386 :: 9:53 صبح
سلام:
امروز چند قطعه ای از شعر های برره رو اوردم بخونیدش خیلی بامزست ودر ضمن نظر یادتون نره:
ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
عشق شون پت وزده چنبره بر زندگیم
سهم دل خشکه نپرداخته ای یعنی چه؟
ای کیانوش که با ما وزده شطرنجی
شده چرمنگ و فقط باخته ای یعنی چه؟
نودیدی که سحرناز به روی لیلون
باز هم خنجر خود اخته ای یعنی چه؟
وا وکن چشم و ببین گرد نخود چی فوکوله
کار ای دو برره ساخته ای یعنی چه؟
26/6/1386 :: 3:39 عصر
سلام:
ببخشید به روز نشدم من چون 13 سالمه باید فکر درس و از این جور چیزا باشم در ضمن امیدوارم منو ببخشید چون جوک گیر نمیومد منم چند تا جکه .... اوردم به بزرگی خودتون ببخشید :
به غضنفر میگن : با لوستر جمله بساز د میگه : من 3 تا دختر دارم یکی از یکی لوستر
میدونی من دوست دارم من عاشقتم میمیرم برات میبوسمت . . . چند تا میم داره ؟
فیلسوف لر :دایره زندگی مثل مستطیل ۳ ضلع دارد : عشق و محبت
بی معرفت شدی . محل نمی ذاری . اس ام اس نمی دی . خودت رو واسه من می گیری . این همه بی محلی واسه چی ؟؟ حالا خوبه که فقط عکست رو چی توز هستش
یه روز ترکا میمیرن جوکا تموم میشن
ترکه رو میبرن جهنم تا میره تو داد میزنه کمک کمک جهنم آتیش گرفته!.......
تا حالا فکر کردی اگه ادیسون نبود ما الا ن مجبور بودیم یانگومو تو تاریکی ببینیم(از سخنان ترک اندشمند)
تازه ترین اس ام اس های بنزینی:
1-بنزین دیدی ندیدی
2-با بنزین بنزین گفتن که ماشین روشن نمیشه
3-به اندازه بنزینت گاز بده
4-بنزین همسایه اورانیومه
تسهای کنکور تربیت بدنی:
2-اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی
3-یه تریلی ارادت داریم خدمت شما خالیش کن بعدی تو راهه
از نیوتن میپرسن چرا از افتادن سیب تعجب کردی؟میگه:آخه من زیر درخت گلابی نشسته بودم![]()
در ضمن نظر زیباتون یادتون نره؟!...
5/6/1386 :: 7:18 صبح
یارو با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. یارو میگه: پس بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
از پرسپولیسی میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی ؟! آبیش !
|
به یکی میگن کجا داری میری؟میگه :جایی نمیرم که دارم برمیگردم نویسنده : benzin 4/6/1386 :: 11:45 صبح روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: نویسنده : benzin 2/6/1386 :: 9:39 عصر
نویسنده : benzin 2/6/1386 :: 9:37 صبح سلام: من سعید قربانی هستم و نویسنده جدید این وبلاگ هستم بسیاربسیار خوشحالم که درکنار سرورم امیر مدیر وبلاگ بنزین کار میکنم.
باتشکر سعید قربانی نویسنده : benzin 26/5/1386 :: 12:5 عصر سلام: معذرت میخوام که به روز نشدم ولی از قالب جدید با اون دو تا ساعت که بالای وبلاگ گذاشتم خوشتون میاد اگر خواستین به این سایت بروید از مدل هایش خوشتون میاد: در ضمن چند تا جک دسته اول هم باخودم آورده ام تا این نبودنم رو جبران کنم
مریض : آقای دکتر مشکل من اینه که هیچ کس منو تحویل نمی گیره. دکتر : نفر بعد !!! یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!! ترکه صورتش قرمز بوده میگن چی شده ؟ میگه چش خورده میگن چه چشی خورده که اینقدر قرمز شده ؟ میگه چش دیگه بابا , چش شلوار.
نویسنده : benzin [آرشیو شده ها] لیست کل یادداشت های این وبلاگ [7/3/1387- 10:43 ص] خداحافظی یک کاربر مشهور از پارسی بلاگ [27/2/1387- 6:43 ع] salam benzin [27/2/1387- 6:39 ع] مواد به کار رفته در ساخت زنان [27/2/1387- 6:35 ع] جوک جدید بنزین [27/2/1387- 6:34 ع] نظراتی در مورد دمپایی [27/2/1387- 6:32 ع] وبلاگ بنزینupdate [29/11/1386- 6:42 ع] وبلاگ بنزین به روز شد [6/8/1386- 7:12 ع] بروز کردن وبلاگ بنزین [28/6/1386- 9:53 ص] شعر هایی از برره [26/6/1386- 3:39 ع] جدید ترینجوکها [5/6/1386- 7:18 ص] جکی که با لبات بازی می کنه [4/6/1386- 11:45 ص] ایمیل اشتباهی چه به روز آدم می آورد [2/6/1386- 9:39 ع] چند تا جک باحاله لبریز لبسوز لبدوز البته با عمل جراجی [2/6/1386- 9:37 ص] نویسنده جدید [26/5/1386- 12:5 ع] ساعت [همه عناوین(31)][آرشیو شده ها] خانه :: کل بازدیدها :: :: بازدید امروز :: :: بازدید دیروز :: :: پیوندهای روزانه:: امیر یداللهی [73] افزایش تضمینی بازدید [20] زیر آسمان خدا [19] یه وبلاگ توپ [42] خانه زبان [47] دست نوشته های وبلاگ نویس 7 ساله [68] [آرشیو(6)] :: درباره خودم :: :: لینک به وبلاگ ::
:: دوستان من :: پیام کوتاه های بامزهزبان :: لوگوی دوستان من :: :: وضعیت من در یاهو :: :: اشتراک در خبرنامه ::
:: مطالب بایگانی شده :: sms [5] | ||||||||||||||||||